تبلیغات
سرگرمی - بهلول و مرد شیاد
سرگرمی
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
آورده اند که بهلول سکه طلائی در دستداشتو با آن بازی می نمود . شیادی چون شنیده بود بهلول
دیوانه استجلو آمد و گفت:
اگر این سکه را به من بدهی در عوضده سکه که به همین رنگاستبه تو میدهم . بهلول چون سکه
های او را دید دانستکه آنها از مسهستند و ارزشی ندارند به آن مرد گفتبه یکشرط قبول می کنم
اگر سه مرتبه با صدای بلند مانند الاغ عر عر کنی !!!
شیاد قبول نمود و مانند خر عرعر نمود . بهلول به او گفت:
خوب الاغ تو که با این خریتفهمیدی سکه ای که در دستمن استاز طلا می باشد ، من نمی فهمم
که سکه های تو از مساست. آن مرد شیاد چون کلام بهلول را شنید از نزد او فرار نمود .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 تیر 1389 :: نویسنده : ش_ قادری
شنبه 18 شهریور 1396 12:19 ب.ظ
I'll immediately grasp your rss as I can not to find your e-mail
subscription link or e-newsletter service. Do you have any?
Kindly let me understand in order that I may subscribe.

Thanks.
دوشنبه 16 مرداد 1396 02:25 ب.ظ
Your method of describing everything in this paragraph is really nice, all can effortlessly understand it, Thanks a lot.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : ش_ قادری
نویسندگان
نظرسنجی
نظرات در مورد مطالب







برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :